در میان ابد

منوی بلاگ

کنار تو همه چی بی نظیره...

جمعه, ۱۷ آذر ۱۳۹۶، ۱۲:۰۱ ق.ظ

اولین بارون پاییزی شهرم در حال باریدنه...نوش جان تمام مردم شهر و علی الخصوص کسانی که دست در دست یارشون در حال قدم زدن هستن:)

خب..کمی از حال و هوای این روزام بنویسم...لحظه ها و ثانیه های بیست سالگیمو دوست دارم و این روزا حالم خوبه...از تلاشم تو این مدت در حد قابل قبولی راضی ام و همین حالمو بهتر می کنه...به داشته هام که فکر می کنم، به نعمت هایی که بابت تک تکشون زیر سایه ی نگاه خدا بودن رو حس می کنم، خوشبختی عمیقی تو قلبم جوونه می زنه...و نمی دونم چطور باید شکر این همه محبت و نعمت رو به جا بیارم.. الان که صدای بارون میاد دارم به این فکر می کنم که چقدر دوست دارم بنده باشم و بندگی کنم..عاشق باشم و غرق بشم تو دریای بی کران عشقت... 

الان دلم میخواد خیلی بیشتر بنویسم اما بسی خسته ام...شاید اگه وقت بشه، بیشتر از گذر این روزهام بنویسم تا به عنوان یه آرشیو خاطرات خوب برام بمونه...

۹۶/۰۹/۱۷

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">